آرشیو بخش »یادنامه «

تا شقایق هست…

چند وقت پیش داشتم به آهنگ هایی که دارم، سر و سامان می دادم. دیدم تقریباً هر آهنگی که دارم، یک خاطره ای را برام زنده می کنه و یادآور روزهای خوب و بد، سخت و راحت گذشته است. از بین این آهنگ ها، یک آهنگ برام خیلی دردآور بود. آهنگی که حدوداً یکسال پیش خیلی گوش می کردم، وقتی خیلی خسته از زندگی و بازی هاش بودم… این آهنگ، آهنگ احساس آرامش احسان خواجه امیری بود. توی روزهایی که واقعاً مستأصل شده بودم و توی برزخی بودم که این آهنگ خیلی وصف حالم بود. البته بیشتر این قسمتش که می گفت:

اگه این زندگی باشه، من از مُردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا، شاید مُردم حواسم نیست

اگه این زندگی باشه اگه این سهمم از دنیاست، من از مُردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا که گاهی با خودم می گم، شاید مُردم حواسم نیست

وقتی به آن روزها فکر می کنم، می بینم چیزی که برام برزخش کرده بود (مشکلاتی که در کار پایان نامه پیش اومده بود، رتبه کنکور دکتری، درگیری های مقاله نویسی، مصاحبه و خلاصه یکسری از این مسائل) آن قدرها هم ارزش نداشت که من این قدر ناامید بودم و این قدر خسته از زندگی بودم.

این را برای این نوشتم که یادم باشه که شاید امروز به نظرم سخت ترین روز زندگیم باشه ولی قطعاً یک روزی میاد که می فهمم زندگی سخت تر از اونی هست که می شه تصور کرد! اما مهم اینه که بدونم که بودن سختی و چالش امروز، مرا آماده تر و پخته تر برای سختی و چالش فردا می کند. پس بدون ترس، بدون ناراحتی و بدون هیچ حس بدی و با آرامش تمام باید به سمت سختی ها رفت و با تمام قوا زندگی کرد.

به قول معروف تا شقایق هست، زندگی باید کرد…

+ البته این نوشته دلیل دیگری هم داشت. این روزها، یک آهنگ از حسین زمان به اسم زندونی را اتفاقی شنیدم که خیلی برام دلنشین بود. شاید خیلی به طور واضح شرح حال این روزهام نباشد، اما به طور استعاری که خودم می دونم، وصف حالمه! (خواننده عزیز بلاگم، این قسمت را شاید فقط خودم درک کنم! برای روزهای آینده، برای سال های آینده، اگه عمری بود و شقایقی را دیدم… اما شنیدن آهنگش خالی از لطف نیست.)

زیر شاخه: ترانه نامه، یادنامه  بخش نظرات بسته شده است.
  • درباره وبلاگ

    اسمم «بهاره» است ولی از آن جایی که ما آدم ها همیشه در حسرت نداشته هایمان هستیم، اسم این وبلاگ را «پاییزه» گذاشتم!

    «پاییزه» بیشتر حُکم یک دفتر خاطرات را دارد، هرچند که بعضی از مطالبش ناشی از تخیل نویسنده است.