یلدا و…

مادر در حالی که انار برای شب یلدا دون می کرد، گفت: «چه عجب یک بار انارها خوب از آب درومدند. همشون قرمز و آبدارند.»

من نگاهی به انارها کردم و گفتم: «آره، عجیبه!»

چند دقیقه بعد که مامان انار بعدی را سر بردید، کلی خندیدیم چون انارش سفید از آب دراومد!

زیر شاخه: روزنامه، طنزنامه
شما می توانید هر گونه پاسخ داده شده را از طریق فید RSS 2.0 دنبال کنید. Both comments and pings are currently closed.
۴۲ نظر
  1. mooshi می‌گه:

    اوووووووووووووووووووووووول؟!
    انار و بده بیاد،انار اینجا فرق فوکوله نخورده نمیرم،گفته باشمی :d

    اون مرغ و خروسه شما و آقاتونین؟ :d چقده بچه دارین :-?

  2. mooshi می‌گه:

    جوجه هاتون دوست نمیخوان؟ :d
    اگه اجازه بدید با هم آشنا شیم:x

  3. آسمان می‌گه:

    من که پارسال توی لیست بودم، یعنی الان ردیف دوم وایسادم؟ :d
    نفیس و آلما و پدی و اینا رو نگاه! چه گردن هایی! :p

    دلم جوجه خواست :-s

  4. هاشم می‌گه:

    اون محمدرضا (پسری از برج حوت) کلا خدافظی کرد . مفقودالاثر نیست. گهگاهی میاد این اطراف . سر کله اش تو گودر هم پیدا میشه

    • بهاره می‌گه:

      رسما خداحافظی نکرده. بعضی وقت ها هم پیداش می شه. فعلا که خبری ازش نیست.

  5. Pedram3000 می‌گه:

    فرهاد خوان ما بزرگ میدونیم اما نمی دونیم این بابا خروسه کیه :d

  6. pirate37 می‌گه:

    :d

    اون خروسه فرهاده دیگه…اون جوجه هام، یکی ش موشیه یکی ش زبله یکی ش نار
    بقیه رو من خبر ندارم
    :d
    بچه های همون فرهادن
    بهار خجالت نمیکشی عکس خانوادگی مردمو میذاری جلو چشم بقیه؟:d:p

  7. نار می‌گه:

    من کی بیدم؟؟؟اینجا کوجا بید؟؟؟:))

  8. آلما می‌گه:

    چقدر از پارسال یعنی دوسال قبل تا حالا تغییر کردیم
    هیچ کدوم پایدار نیستیم دیگه
    من، تو، شاه، الهه، فرهاد، نفیسه، و…. کم کم داریم محو میشیم

  9. Pedram3000 می‌گه:

    آفایون خانوما من سوال دارم من به پشتوانه سوالم اینجا تعیین می کنم چی را بماند چی چی را :d
    این خروسه فرهاد پس اون مرغه کیه اگه اون مرغه پاییزه پس خروسه کیه نه کیه کیه کیه کیه کیــــــــــــــــــــــــــــــــــه

  10. آسمان می‌گه:

    خروس کیه!
    بابا من ردیف دومی هستم! یه دفعه اینقد سریع قد نکشیدم که! :p
    منو نمیبینی؟!
    ردیف دوم، از سمت راست پنجمی. همونی که سرشُ از خجالت انداخته پایین! :d
    ببین چقدر مظلوم و آروم و ساکتم! :d

  11. شرمنده….
    رووم به دیفال…
    گلاب به روتون…
    با تاخیر، یلداتون مبارک….
    :">
    یاحق

  12. آس خاج می‌گه:

    نا پیدا کجا بود. تو شهر آرزوها دارم کف میکنم.بر میگردم به زودی:>

  13. سلام ملکم…
    چرا به روز نمیشی؟؟؟؟!!!!!! :((

  14. آسمان می‌گه:

    خروس و اهل و عیالش رو کشتی؟ :((
    چلو مرغ؟ :(

  15. آسمان می‌گه:

    خب پیدات نیست، گفتم احتمالا این مرغ و رخوسا رو کشتی و داری دلی از عزا در میاری.
    ولی خدایی ش دلت میاد دست به اون جوجه ی مظلوم بزنی:d
    یا اون جوجه های صف اولی که ایستاده اند ولی اینگار نشستن:d

  16. محمدرضا می‌گه:

    سلاااام
    من کجا مفقود الاثرم؟! :دی ایناها اینم اثر :d
    حق داری دیگه خیلی خیلی کم میام نت
    زندگی عجیبه
    هیجان انگیزه
    غیر قابل پیش بینی ه

    اینم از شمارش آخر پاییز ۸۹ !!!
    زندگی خیلی زودتر از اونی که فک میکنیم میگذره
    شاد باشی
    فعلا
    ;)

  17. آس خاج می‌گه:

    عرضم به حضور شما که شهر آرزوها شهریست دور افتاده از تمدن در آذربایجان خودمان:)>-

  18. سینا می‌گه:

    بیست وشش تا جوخه دارن چه خبره

  19. الینا16 می‌گه:

    هههههههههههه چی کم بچه دارن :))

  20. جیک جیکو می‌گه:

    :چقد جوجه بزنیم کباب کنیم(|):(|)^:)^*-:)(%)=p~:-t:-t8-x<:-p

  21. ملیکا می‌گه:

    :((:((:((:(( بد بد بد بد

  • درباره وبلاگ

    اسمم «بهاره» است ولی از آن جایی که ما آدم ها همیشه در حسرت نداشته هایمان هستیم، اسم این وبلاگ را «پاییزه» گذاشتم!

    «پاییزه» بیشتر حُکم یک دفتر خاطرات را دارد، هرچند که بعضی از مطالبش ناشی از تخیل نویسنده است.