دلم می خواد…

دلم می خواد بهت بـگم
چی رو بـگم؟ نمی دونم!

شاید که قـصه ای بـگم
قـصه ای پـُرغـصه بـگم

شاید یـک شعر نو بـگم
یـک شعـر عـاشقی بـگم

شاید برات جـُـکی بـگم!
یک جـُــک فـلـفلی بـگم!

شاید فقـط صـدات کنـم
صــدای آرومـت کــنـــم

شاید فـقـط نـگـات کـنـم
نـگـاه مـعـنـادارت کـنـم

شاید بخوام، فـقـط بخوام
یک مــــاچ آبـدارت کنم!

پی نوشت: هر چی فکر کردم نتونستم مخاطبی برای این شعر پیدا کنم! مخاطبش خودت اعلام وجود کن!

زیر شاخه: شعرنامه
شما می توانید هر گونه پاسخ داده شده را از طریق فید RSS 2.0 دنبال کنید. Both comments and pings are currently closed.

بخش نظرات بسته شده است.

  • درباره وبلاگ

    اسمم «بهاره» است ولی از آن جایی که ما آدم ها همیشه در حسرت نداشته هایمان هستیم، اسم این وبلاگ را «پاییزه» گذاشتم!

    «پاییزه» بیشتر حُکم یک دفتر خاطرات را دارد، هرچند که بعضی از مطالبش ناشی از تخیل نویسنده است.